خرید بک لینک
این فصل که می‌شود باز دلم هوای آن کلبه‌ی جنگلی چوبی میان یک جنگل پر از برف را می‌کندبه دور از هیاهوی این زندگی شهری به دور از گوشی موبایل و تلفن و اینترنت جایی که هیچ موبایلی آنتن ندهد و هیچ اینترنتی نباشد شبها کنار شومینه زغالی روی صندلی چوبی راک بنشینم و لیوان شیر تازه را در کنار شومینه بگذارم تا گرم شود و مشغول خواندن شوم آنقدر بخوانم تا روی همان صندلی خواب برومتنها صدای زوزه گرگ ها و سوختن زغال و حرکت صندلی راک را بشنومتمام آن کتاب های در قفس مانده را دوباره بخوانم از جلال گرفته تا هدایت و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

یکی از سخت ترین حس های دنیا استیکی از غریب ترین حس هایی است که یک انسان می‎‌تواند آن را تجربه کند مهم نیست که چه کاره باشی ، در چه سنی باشی، پولدار باشی یا فقیرمهم نیست دورت شلوغ باشد و پر از آدم های مختلف باشدمهم نیست که شاد و خندان باشی و همیشه خنده بر لبتان باشدمهم نیست که مدرکت چی باشد دکتر باشی یا مهندس یا یک دانشجو و محصل مهم نیست که مرهم زخم های دیگران بوده ای و دلت پر از دردهای دوستانت استحتی مهم نیست متأهل باشی یا مجرد ، فرزند داشته باشی یا نداشته باشیاین حس میتواند سراغت بیاید و درون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

بعد از توصیف حس تنهایی میخواهیم از منشأهای آن صحبت کنیم شناخت منشأها به ما کمک می‌کند که بتوانیم این حس را در وجودمان کمتر کنیماین را باید بدانیم که قسمتی از این حس تنهایی در وجود همه ما وجود دارد زیرا تعلق انسان به دنیا نیست بلکه ما برای سرای آخرت به وجود آمده ایم برای همین است که در این دنیا حس غربت داریم منشأهایی که به این حس تنهایی دامن می‌زنند ممکن است برای هر شخص متفاوت باشد و ممکن مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم دهد تا این حس در انسان به وجود بیاید لذا نباید دیدگاه جزئی داشت و نگاهی تک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

برای خط به خط این پست فکر کرده ام و سعی کردم خلاصه و کوتاه باشد اما طولانی شد هرچند که خیلی از موارد نیاز به شرح بیشتری داردراهکارهای رهایی از حس تنهایی نیاز به خلوت و تفکر دارد و بعد از آن بلند شدن و عمل کردن نه خلوت و تفکر تنهایی مفید است و نه عمل بدون تفکراولین حرفی که میزنم حاصل تجربه سی و چهار سال زندگی من است حاصل همه فراز و نشیب ها و پستی و بلندی های زندگی‌ام بوده است اینکه همان طور که این دنیا گذراست سختی ها و روزهای سخت هم میگذرد و تو یک روز به حال و هوای این روزهایت میخندیمن پست های اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

ما انسانها از اینکه عادتهایمان به هم بخورد بیزاریمترجیح میدهیم زندگی ما یک روند روتین و پیش بینی شده ای داشته باشد دوست داریم بعد از چند روز مسافرت باز به وطن خود برگردیم و در خانه خودمان زندگی کنیمبرای همین اگر کسی به ما بگوید بیا به جایی ناشناس سفر کنیم قبول نمیکنیمدنیای آخرت و بعد از مرگ نیز برایمان ناشناس استتصوراتی در ذهن خود از آخرت داریم که باعث شده از مرگ بترسیم و از آن فراری باشیمهمین تصورات گاهی باعث میشود از دست دادن عزیزانمان برایمان بسیار سخت باشدما فکر میکنیم آنها را از دست داده اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

جـاودانـگـی یـا مـرگ ما چقدر از احوال گذشتگان با خبریم؟ ما نهایتا خاطراتی از پدر بزرگ ها و مادر بزرگهایمان یادمان است و قبل تر از آنها را حتی نمیشناسیم و حتی نمیدانیم کجا دفن شده انددر هر شهر قبرستان هایی بوده است که اجداد ما در آنجا دفن شده اند و در روز جاری خبری حتی از قبر آنها نیست و ما نمیدانیم که کجا مدفون شده اندمن با تحقیق فراوان قبر پدر بزرگ های پدرم را پیدا کردم اما قبر پدر بزرگ مادرم را حتی نمیدانیم کجاستاین دنیا اینگونه است بعد از مرگمان حتی آثاری از قبور ما هم بر جا نمیماند.هرچندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

این چند خط حاصل تجربه‌ی چندین سال از بهترین و سخت ترین سالهای عمرم است که برایت مینویسم پس با دقت بخواناینکه تو انسان موفقی باشی یا ناموفق فقط به انتخاب خودت بستگی دارد اینکه تو با نشاط زندگی کنی و یا بخواهی هر روز خمیده و پژمرده باشی به انتخاب خودت بستگی دارداینکه تو به خودت و سلامتی‌ات چقدر توجه کنی و برایت مهم باشد به خودت بستگی دارد تمامی انتخاب ها دست توست نه دست محیط و اطرافیانتتمام محدودیت‌هایی که فکر میکنی تو را از اهدافت باز میدارند اول در ذهن تو نقش بسته و بعد در محیط اطرافتاین تو هستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

میدانی چه چیزی تـنـهایـی این دنیا و انسان هایش را بیشتر میکند؟"ترس "و "ندانستن" انسان میترسداز "قضاوت" شدن میترسداز "طرد" شدن میترسداز "نه" شنیدن میترسداز "درک" نشدن میترسدمیترسد که حس های عاشقانه اش را او غریزه بنامدمیترسد که او را نه آن طور که هست بخواهدمیترسد که در دادگاه ذهن او محکومش کنند که عاشق نیستمیترسد که ظاهرش نه آنچیزی باشد که او میخواهدمیترسد که یخ غرورش زیر حرفهای سوزان او آب شودمیترسد که اشکهای شوق وصالش را اشک های ترس بنامندمیترسد که همه‌ی شعرهای عاشقانه اش را مزخرف بخواندمیترسدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

خیلی ها سوال میپرسند که عشق میتواند در نگاه اول حاصل شود؟ اگر نه پس چرا در اولین برخورد گاهی احساس محبت از کسی را به دل خواهیم گرفت؟عشق را اگر احساس تجامع درونی تعریف کنیم به این صورت که انسان در وجود دیگری تجامع خودش را میبیند و احساس میکند وجود دیگری قرار است وجودش را به کمال و آرامش برساند آنوقت نمیتواند بسیاری از تعاریف عشق در جامعه را واقعا عشق تعریف کرد عشق به معنای واقعی اش باید دور از هیاهو و هیجانات باشدعشق به معنای واقعی از شناخت و آگاهی میاید یعنی آنقدر خوبیها و کمالات طرف را بشناسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:34

ما انسانها از اینکه عادتهایمان به هم بخورد بیزاریمترجیح میدهیم زندگی ما یک روند روتین و پیش بینی شده ای داشته باشددوست داریم بعد از چند روز مسافرت باز به وطن خود برگردیم و در خانه خودمان زندگی کنیمبرای همین اگر کسی به ما بگوید بیا به جایی ناشناس سفر کنیم قبول نمیکنیمدنیای آخرت و بعد از مرگ نیز برایمان ناشناس استتصوراتی در ذهن خود از آخرت داریم که باعث شده از مرگ بترسیم و از آن فراری باشیمهمین تصورات گاهی باعث میشود از دست دادن عزیزانمان برایمان بسیار سخت باشدما فکر میکنیم آنها را از دست داده ایم فکر میکنیم آنها به جایی رفته اند که نباید میرفتند و همین باعث میشود در سوز از دست دادن آنها گاهی سالها بسوزیماما وقتی در عالم آخرت و احوالات آن دقیق میشوی و سرگذشت ها را مطالعه میکنی به یک واقعیت خلاف آن چیز در ذهنت میرسیاینکه ما اصلا به دنیا تعلق نداریم دنیا برایمان حکم آن سفر ناشناخته را دارد در حقیقت این ما هستیم که در این دنیا مسافر هستیم نه آنکس که به آخرت رسیده استما مثل یک نوزاد در رحم مادر هستیم که وقتی به دنیا آمد گریه کرد که چرا از آن فضای تنگ و تاریک و بسته رحم خارج شده و به دنیای جدید راه پیدا کرده استاما غافل از این بود که دنیایی که در آن پا گذاشته از آن دنیای تنگ و تاریک و محدود رحم مادر خیلی وسیع تر و بزرگتر است در حقیقت همان طور که دنیای رحم مادر در مقابل دنیایی که قرار است سالها در آن زندگی کنیم کوتاه و محدود و ناچیز است دنیایی که ما هم در آن زندگی میکنیم در مقابل آخرت محدود و ناچیز استما اصلا به اینجا تعلق نداریم اصلِ ما جایی دیگر است ما اصلا برای اینجا آفریده نشدیم که بخواهیم در اینجا بمانیم و زندگی کنیمما وقتی بمیریم تازه زنده شدیم تازه پای در عالمی گذاشتیم که آنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 17:19

یکی از سخت ترین حس های دنیا استیکی از غریب ترین حس هایی است که یک انسان میتواند آن را تجربه کندمهم نیست که چه کاره باشی ، در چه سنی باشی، پولدار باشی یا فقیرمهم نیست دورت شلوغ باشد و پر از آدم های مختلف باشدمهم نیست که شاد و خندان باشی و همیشه خنده بر لبتان باشدمهم نیست که مدرکت چی باشد دکتر باشی یا مهندس یا یک دانشجو و محصل مهم نیست که مرهم زخم های دیگران بوده ای و دلت پر از دردهای دوستانت استحتی مهم نیست متأهل باشی یا مجرد ، فرزند داشته باشی یا نداشته باشیاین حس میتواند سراغت بیاید و درون تو را بهم بریزد مثل یک پیله به دور افکارت بپیچد و نگذارد به هیچ کارت برسی کم کم باعث میشود نتوانی به خیلی از برنامه های زندگی ات برسی و احساس کنی آدم موفقی هم نیستی بی نشاط میشوی، خنده هایت دیگر از ته دل نیست حتی از تفریح هم لذتی نمیبریترجیح میدهی یک گوشه به دور از ادم های اطرافت بشینی و روزها را شب کنی و در خلوت خودت شبها را سپری کنیکار به جایی میرسد که دیگر ادم حوصله ی خودش را هم ندارد گاهی ساعت ها میگذرد و یک گوشه میشینی و منتظری که یک اتفاق حال و هوایت را دگرگون کندخودت را مشغول کارهای دم دستی زندگی میکنی یا آنقدر سرت را شلوغ میکنی که دیگر نتوانی به این حس تنهایی فکر کنی اما بازهم تمام این کارها نمیتواند دغدغه ی تنهایی ات را برطرف کند!تو مانده ای و کلی از احساس های منفی که از این دنیا حس قفس بودن میکنی حس خفگیاحساس میکنی امیدی نداری که بخاطر آن بجنگی و تلاش کنیو اگر این حس ها در کنار توست بیا که در پست بعد میخواهم بیشتر با تو صحبت کنم.. + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 22:22 توسط علی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 12:42

بعد از توصیف حس تنهایی میخواهیم از منشأهای آن صحبت کنیم شناخت منشأها به ما کمک میکند که بتوانیم این حس را در وجودمان کمتر کنیماین را باید بدانیم که قسمتی از این حس تنهایی در وجود همه ما وجود دارد زیرا تعلق انسان به دنیا نیست بلکه ما برای سرای آخرت به وجود آمده ایم برای همین است که در این دنیا حس غربت داریممنشأهایی که به این حس تنهایی دامن میزنند ممکن است برای هر شخص متفاوت باشد و ممکن مجموعهای از عوامل دست به دست هم دهد تا این حس در انسان به وجود بیاید لذا نباید دیدگاه جزئی داشت و نگاهی تک عاملی به آن داشت گاهی منشأها میتواند جسمی باشد گاهی ماورایی گاهی روانی و رفتاری و گاهی از اتفاقاتی باشد که برایمان میافتدحس های تنهایی را میتوان به دو دسته موقت و دائمی تقسیم کرد حس های موقت اصولا در زمان هایی رخ میدهد که انسان دچار استرس، اضطراب و تشویش ذهنی است مثلا ایام امتحانات یا روزهایی شبیه به این. در این مواقع انسان به تکیه گاه نیاز بیشتری دارد دوست دارد در وقت هایی که استرس دارد کسی باشد که به آغوشش پناه ببرد، کسی باشد تا به او بگوید که نگران نباش من کنارتو هستم، او را نوازش کند و به او اطمینان دهد که چیزی نخواهد شد؛ این حس تنهایی غالبا موقت است و بعد از رهایی از استرس و تنش به شدت کاهش مییابدحس تنهایی دائمی برای مدت طولانی همراه انسان است فراز و نشیب دارد و گاهی بیشتر و گاهی کمتر میشود اما تقریبا همیشه همراه انسان است نشانه های این حس را در پست قبلی گفتم.سیزده عامل را به عنوان عوامل این حس تنهایی مطرح میکنم و ترتیب در آنها دلیل بر اهمیت آنها نیست مثلا ممکن است عوامل انتهایی برای برخی مهمتر از عوامل اولی باشداولینعامل این است که انسان احساس شکست در زندگی بکند یعنی احساس کند بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 12:42

برای خط به خط این پست فکر کرده ام و سعی کردم خلاصه و کوتاه باشد اما طولانی شد هرچند که خیلی از موارد نیاز به توضیح بیشتری داردراهکارهای رهایی از حس تنهایی نیاز به خلوت و تفکر دارد و بعد از آن بلند شدن و عمل کردننه خلوت و تفکر تنهایی مفید است و نه عمل بدون تفکراولین حرفی که میزنم حاصل تجربه سی و چهار سال زندگی من است حاصل همه فراز و نشیب ها و پستی و بلندی های زندگیام بوده است اینکه همان طور که این دنیا گذراست سختی ها و روزهای سخت هم میگذرد و تو یک روز به حال و هوای این روزهایت میخندیمن پست های این وبلاگ را پاک نمیکنم هنوز خاطرات روزانه ی گذشته ام را گاهی میخوانم وقتی خودم را در آن موقعیت های گذشته قرار میدهم سختی ای که گذراندم را درک میکنم اما این را باور دارم که همه این سختی ها گذراست و روزی میرسد که به همه این دغدغه ها میخندیوقت هایی که احساس میکنی داری به آخر خط میرسی به گذشته ات نگاه کن و ببین چه روزهای سختی را در گذشته گذراندی و امروز چقدر با تجربه تر و قوی تر شدی پس این نیز بگذردمن و تو و همه مردم مهمان این چند روز دنیا هستیم و قرار است جاودانه باشیم اما نه در اینجا؛ پایان ما در اینجا نخواهد بود پس این دنیا و همه متعلقاتش اینقدر ارزش غصه خوردن ندارنددوم این که ظرفیت وجودی خودت را باور کنی بدانی که خیلی قدرت داری تو آنقدر بزرگ هستی که بتوانی به همه مشکلات پیروز شوی ظرفیت وجودی تو چنان بزرگ است که خدا هم تو را با آزمایشات سخت میسنجدمیدانی خدا با همه معلم ها و استادان این دنیا متفاوت است او تو را خلق کرده و قدرت وجودی ات را میشناسد او تکلیفی که به تو میدهد به اندازه توان توست و اگر فکر میکنی تکالیف و سختی هایی که به تو میرسد از ظرفیت وجودی ات بالاتر است یعنی تو هنوز به بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 12:42

این فصل که میشود باز دلم هوای آن کلبهی جنگلی چوبی میان یک جنگل پر از برف را میکندبه دور از هیاهوی این زندگی شهری به دور از گوشی موبایل و تلفن و اینترنت جایی که هیچ موبایلی آنتن ندهد و هیچ اینترنتی نباشدشبها کنار شومینه زغالی روی صندلی چوبی راک بنشینم و لیوان شیر تازه را در کنار شومینه بگذارم تا گرم شود و مشغول خواندن شوم آنقدر بخوانم تا روی همان صندلی خواب برومتنها صدای زوزه گرگ ها و سوختن زغال و حرکت صندلی راک را بشنومتمام آن کتاب های در قفس مانده را دوباره بخوانم از جلال گرفته تا هدایت و مهدی شجاعی و جومپا لاهیری و شرمن الکسی و ریموند کاروردلم میخواهد به جای همه کاغذهایی که سفید مانده اند بنویسم به جای همه اشعاری که نگفته ام شعر بگویمدلم میخواهد خاک روی پست های وبلاگ قدیمی ام را پاک کنم و به جای همه این سالها بنویسمدلم میخواهد به جای آن همه فرمول ریاضی و اقتصاد به جای آن همه خبر تورم و قیمت دلار هر آنچه دوست دارم بخوانم و بنویسمو این هوای سرد و برفی و شب طولانی چه فرصتی است برای خواندن، تفکر و نوشتن + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۱ ساعت 1:20 توسط علی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:05

دنیا دنیای ضعیفان نیستاگر میخواهی در این دنیا موفق باشی و آرامش داشته باشی باید قوی باشینمیخواهم شعار بدهم که قوی باش میخواهم بگویم که چه طور میشود قوی بودشناخت، پذیرش، دوست داشتن، تلاش و استقلالاول باید خودت را شناخته باشی بدانی چه نقاط قوتی داری و چه نقاط ضعفیدوم اینکه خودت را با همه ضعف هایت بپذیری این خیلی مهم است قرار نیست تو همه چیز داشته باشی قرار نیست تو به همه چیز برسی قرار نیست دیگران همیشه راجع به تو خوب فکر کنند تو خودت هستی یک انسانی احساس داری، درد داری و با همه این نقص ها باید بسازیسوم باید خودت را دوست داشته باشی وقتی که خودت را دوست داشته باشی رفتار دیگران کمتر تو را آزرده میکند از حرفهایشان کمتر آسیب میبینی از قضاوت هایشان ناراحت نمیشیچهارم باید تلاش کنی حالا که خودت را شناختی و نقص هایت را پذیرفتی و همین طور که هستی خودت را دوست داری باید تلاش کنی که ضعف هایت هر روز کمتر شود و نقص هایت را با تلاش بپوشانیو اخر اینکه روی پای خودت بایستی اگر در این دنیا  کوچکترین توقعی از کسی داشته باشی همین روزی آرامشت را خواهد گرفت شاید بپرسی خدا پس در کدام مرحله است؟خدا در همه جا هست در همه مراحل اصلا مگر بدون خدا آرامش معنا دارد؟پینوشت: خستهام آنقدر که دلم از آن کلبه چوبی ها در میان یک جنگل پر از برف میخواهد.  + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۰ ساعت 2:58 توسط علی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 23:36

صفحه بندی